حسين بن حسن خوارزمي

584

شرح فصوص الحكم

و ما تأخر . فلما قيل له في ذلك قال « أ فلا أكون عبدا شكورا » ؟ و قال في نوح « إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً » . فالشكور من عباد الله تعالى قليل . فأول نعمة أنعم الله بها على داود عليه السلام أن أعطاه اسما ليس فيه حرف من حروف الاتصال . پس فضل در حق داود عطاى « 11 » نعمت بود و افضال ، بخلاف آلش كه از ايشان طلب معاوضه بود كما قال تعالى : * ( اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً ) * « 12 » » . و اگر چه انبياء - عليهم السّلام - شكر انعام حق به جاى آوردند اما به ايجاب و طلب نبود ، بلكه بطريق تبرّع بود . چنان كه رسول ما - عليه الصلاة و السّلام - شبها از براى شكر مغفرت « 13 » ذنوب سابقه و لاحقه چندان بر پاى ايستاده عبادت كرد كه پاى مبارك او متورّم شد و در اين باب چون سخن گفتند ، فرمود كه : « أ فلا أكون عبدا شكورا « 14 » » . و در حق نوح گفت كه : او شكور است و شكور در عباد الله قليل است . پس اوّل نعمتى كه حق - سبحانه و تعالى - او را عطا داد نامى است كه در وى حرفى از حروف اتصال نيست . يعنى حرفى در وى نيست كه به حرفى كه بعد از او آيد متصل شود . و اتصال اين حروف به ما قبلش در غير اين اسم موجب بودن او از حروف اتصال نيست مطلقا . فقطعه عن العالم بذلك إخبارا لنا عنه بمجرّد هذا الاسم ، و هي الدال و الألف و الواو . پس حضرت الهى او را از عالم قطع كرد ، و از اين معنى به مجرّد اسم او ما را خبردار ساخت ، و ألف و واو و دال را بر اين دالّ « 15 » گردانيد . و تحقيق در اين مقام آنست كه چون در ميان اسم و مسمّى نزد اهل حقيقت مناسبتى هست جامعه ، شيخ رضى الله عنه اشارت كرد بر اين معنى كه منقطع بودن حروف اسم داود بعضيش از بعضى اشارت است از حق - سبحانه و تعالى - و اخبار است از او ما را كه او را از عالم منقطع گردانيده است ، چه حروف متكثّره است و كثرت عالم را است ، چنان كه وحدت حق را است . پس انقطاع بعضى از بعضى موجب

--> « 11 » قا : عطا . « 12 » س 34 ى 13 . « 13 » پا : مغفرت + ذنوب . « 14 » س 17 ى 3 . قرآن كريم : إنه كان عبدا شكورا . « 15 » پا : دل .